سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
439
تاريخ ايران ( فارسى )
دمتريوس منجى 162 - 150 پس از مرگ آنتيوخوس اپيفان پسرش كه طفلى بود نه ساله در تحت سرپرستى لىزياس « 1 » نامى بر تخت نشست . بىكفايتى و فساد اخلاق سرپرست نامبرده هرجومرجى در كشور توليد كرده تا كار به جائى رسيد كه نمايندهء سياسى روم را در 163 - 162 قبل از ميلاد بقتل رسانيدند . دمتريوس پسر سلكوس چهارم كه بطور گروگان در روم ميزيست موقع را مناسب ديده در تريپولى واقع در فينيقيه از كشتى پياده شده و عموم رعايا و لشكريان مقدمش را پذيرفته در سال 162 قبل از ميلاد سرير سلطنت را اشغال كرد . تيماركوس ميلسى والى ماد كه در روم معروف بود فورا بدانصوب شتافته از مجلس سنا تقاضا نمود كه ويرا به سمت پادشاهى ماد بشناسد ، درنتيجهء اين تقاضا كه بلاشك رشوت زيادى هم ضميمهء آن شده بود فرمانى از مجلس نامبرده صادر شد كه خلاصهاش اينست كه تا جائى كه تماس و ارتباط بروم دارد تيماركوس پادشاه است . بدستآويز اين فرمان ظاهرا حمله بسوريه برد ولى همچنانكه براى مولون « 2 » پيشآمد كرد نفوذ خاندان سلطنت سبب گرديد كه لشكريان از دور او پراكنده شده و به همان بدبختى كه در يكصد و شصت سال قبل از ميلاد بسلف او روى آورد مبتلا گرديد . دمتريوس در وقت ورود ببابل و پذيرائى او در آنجا بلقب سوتر يعنى نجات دهنده ملقب گرديد و در تاريخ نيز به همين لقب معروف است و در همان سال ابلاغ رسميت و شناسائى مقام خود را از دولت روم بدست آورد و على الظاهر آتيهء درخشانى داشت ، ليكن اسكندرنامى كه ادعاى فرزندى آنتيوخوس اپيفان را ميكرد رقيب او شد و بكمك مصر و حمايت روم بجنگ اين نوباوهء شجاع خاندان سلكوس شتافت . اخلاق حميدهء او كافى بود كه در نزد اهالى سوريه كه در اخلاق منحط شده و بدرجهء پستى رسيده بودند منفور گردد چنان كه در جنگ اول دمتريوس غالب آمده ولى در جنگ دوم مغلوب شد و تا آخرين نفس در ميدان جنگ پايدارى نمود تا كشته شد و تقريبا اين آخرين پادشاه معتبر خاندان معروفى است كه رو بزوال ميرفت .
--> ( 1 ) - Lysias . ( 2 ) - Molon .